امیرعلی و ایلیاامیرعلی و ایلیا، تا این لحظه: 14 سال و 7 روز سن داره

امیرعلی و ایلیا ( دوقلوهای شیطون بلا)

26 مهر 1392 ... تولد تولد لولدتون مبااااااارک .... 120 ساله بشین انشالله + عکس

1392/8/2 17:30
نویسنده : مامان مونس
2,651 بازدید
اشتراک گذاری

 

عزیزای دل من سلام ... بالاخره تولد یکسالگیتون هم شد و واسه خودتون مردی شدین قلب

از 2 هفته قبل از تولدتون کلی ذوق داشتم ... میخواستیم برای جشنتون یه مهمونی بزرگ بدیم ولی به خاطر اینکه شما اذیت نشین به یه مهمونی خانوادگی اکتفا کردیم ... انشالله سال بعد که بیشتر هم متوجه میشید جبران میکنیم بغل

کلی واسه تزیینات میز شام و هدیه مهمونا ( برای خوش آمد گویی و بچه های دایی جوادتون و عمه منصورتون )

از خودم کار دستی در کردم و سلیقه به خرج دادم ...شِـــکـْـلـَکْ هــآے 
خــآنــــــومـےباباجون هم کلی منو کمک کرد و خونرو تمیز کرد و شما رو نگه میداشت تا من به کارام برسم .... شِـــکـْـلـَکْ هــآے خــآنــــــومـے

پسرای گلم صبحش با باباجون رفتید حماااااااااام و خوشگل و مشجلل شدید ... بعد به به خوردید و یه خواب مرغوووب و کم کم مهمونا اومدن ... کلی نانای کردید و دل همرو بردید ... امیرعلی جون یکم بدداخلاق شده بودیا آخرشب فقطچشمک

خیلی خوش گذشت عزیزای دلم , مهمونای عزیزمون هم کلی از تزیینات و تدارکات تعریف کردند و خوششون اوده بود و شما هم کلی کادو خوشگل گیرتون اومد

وقتی با بابا وحید بادکنکارو باد میکردیم و یهو میترکید ما دست میزدیم و میگفتیم هووووووراااا ... حالا شما هی بادکنکارو میتکوندید به ما نگاه میکردید داد و بیداااااد و دست یعنی هووووووووووورا از خود راضیخنده

ادامه مطلب یادتون نره ( عکس )

 

 

 

حمام تو لد ... کلی از اب بازی خوشتون میادشِکـْـلـَکْ هآے خآنومے

حمام تولد و آب بازی

این عکس رو روی شاسی 20*25به مهمونای عزمون به عنوان یادگاری دادیم

ی

اینم تزییات یه قسمت از خونه ...

ل

برای پذیرایی از کوچولوها ( خودم درست کره بودم ظرفشو مژه)

سب

اینم یه قسمتی از میز شام که قاشق چنگالا و لیوان و نی و زله تزریقی و سالاد لقمه ای توش معلومه ...( شاممون هم چلو کباب بود ... بابا وحید نذاشت من هیچی درست کنم ) ....

میزشام

به به که ژله هایی درست کرررررررررررررردم نیشخند

 

ژله تزریقیزله تزریقی

اینم عکس کیکتون ... انشالله شیرینی عروسیتونو بخورم عزیزای دلم .....ماچ

کیک

عشقم

عمرم

این گلهارم که پیام خوش آمدگویی و تشکر روش نوشته بودم رو به مهمونای عزیزمون به همراه عکسهای نازتون تقدیم کردیم ...

گل

اینم به بچه ها هدیه دادیم که  توش .... یه رنگ آمیزی پو , یه بادکنک زرورقی , بادکنک معمولی , عروسک های انگشتی , پازل و شکلات بود ( جعبه هاشم کار خودم )

هدیه به کوچولوها

اینم کادوی من وباباجونتووووووون قلب

کادو من و بابایی

بقیه عکسهارو هم میتونید تو آلبومتون ببینید و لذت ببرید پسرای من ... اینجا نمیشه خصوصیارو گذاشت ...

* آقاجون و مامان عطی 2 تا صندلی ماشین براتون آوردن , دیگه کریر بااااااااای باااااای .....

* دایی جوادتون طبق معمول مکه بود و ایران نبود ناراحتامازن دایی لالا و امیرحسین و آوا جون 2 تا فیل موزیکال و آموزشی خیلی خوشگل براتون آوردن و کلی خجالت دادن . شمام خیلی دوست داشتین و باهاش کلی سرگرم میشید ...

 * دایی یزدان و زن دایی افسانه جون واستون یه سفره آموزشی جنگل و آبزیان خیلی به درد بخور موزیکال و دوستت داشتنی و یه جعبه عروسکای صدادار و رنگارنگ واستون هدیه آوردن ...

* عمو سعید  000 100 تومان پول نقد دادن ....

* حاجی مامان هم 00 200 تومان ...

* عمه منصوره هم دو دست بلیز و شلوار واستون هدیه آوردن ....

دستشون درد نکنه خیلی زحمت کشیدن ....

 

عزیزای دلم , پارسال که   دنیااومدید واسه من هم شیرین بود و هم تلخ .. پر از ترس بودم و استرس و درد ... رفت و آمد به بیمارستان و سردی هوا و بخیه های چرک کرده من ... خاطراتش هنوزم ناراحتم میکنه ناراحت شکر خدا که الان پیشم هستید و سالم و تندرستید عزیزای دلم ...واسه لحظه به لحظه بودن شما خداروشکر میکنم ... خیلی دوستون داریم عزیزای من !!!

یادگرفتید چیزایی رو میارید و میدید به ما و بعد میگیرید ...

ایلیا جون : الو کردن و بوس فرستادن یاد گرفتی و چند قدمی تند تند راه میری !!! و دندوناتم نشون میدی قلب

امیرعلی جان : الو کردن یادگرفتی و وقتی میگیم زبونت کو 3 متر زبونتو در میاری و  تقریبا همش راه میری و به توپ میگی بوووپ  قلب

خدا جونم امروز 2 آبان و جواب آزمایش امیرعای جان خوب بوده و من باز مدیونتم خدای خوبم ... بزرگی و زیباااااا و من بدجور دوست دارم ... بنده وار میپرستمت و عاشقااااااااااااانه به یادتم ... همه بچه هارو برای پدر و مادرهاشون و پدر و مادرهارو برای بچه ها در پناه امن خودت حفظ کن و نگه دار باش ..........

 

           امیرعلی و ایلیا تا این لحظه ، 1 سال و 7 روز و 10 ساعت و 59 دقیقه و 27 ثانیه سن دارند :.

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (50)

مرمر
4 آبان 92 2:15
هورررررررررررررررررررررررررررررررااااااااااااااابلاخره اومدین من هروز دوسه بار سرمیزدم تا اپ کردی دیدم اما چون با موبایل ان شده بودم نتونستم نطربذارم
به به از این تولد و به به از اون حموم
وای مونس من عاشق ژله هات شدم باید برم تو نخش حتماااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
خیلی خیلی مبارک باش از اینکه انقد مهربونی و برای کوچولوهای مهمون هم کادو دادی خیلی خوشم اومد هزار تا بوس برای مامان با دونی نی




مرمری جوووون دوست دااااارم .... مرسی از لطفت ... ماچ واسه خودت وآرتین جون ♡♥ اگه سوالی واسه ژله داشتی در خدمتم گلم ♥
مامان بهاره مامان امیرمحمد
5 آبان 92 9:29
تولد تولد تولدت مبارک جیغ و دست و هورا وای چه تولد قشنگی چه میز شام با سلیقه ای آفرین به این مامان با هنر و با سلیقه خیلی خیلی دستتون درد نکنه با وجود دوتا نی نی خوشگل اینهمه زحمت کشیدید شما یه مامان قهرمانی خیلی قشنگ بود همه چی مخصوصا ژله ها که برای بار اول خیلی خوب شده بود




خجاااالت ..... ممنون عزیز دلم♥
مامان بهاره مامان امیرمحمد
5 آبان 92 9:31
وای عزیزم چه نی نی های قند عسلی خیلی ماشاءا.. خوشگلن خدا نگهداره براتون اسپند براشون دود کنید حتماً از طرف من و امیرمحمد یک بوس آبدار
الی مامی آراد
6 آبان 92 14:54
هورااااااااااااااااااااااااخوشگلای کن تولدتون مبارک انشالله جشن 120 سالگیتون
حسام وحسنا
7 آبان 92 15:20
سلام عزیزای خاله تولدتون مبارککک انشاالله 120ساله بشین بوس بوس بوس.
خاله الهام
9 آبان 92 8:47
بابا ماماني هنرمند
عزيزم تولد ل پسر ها خيلي خيلي مبارك باشه
همهچيز عالي بود دست شما درد نكنه
كلي زحمت كشيده بودين هاااا
حتما با وجود اين دو تا وروجك كلي هم شب زنده داري داشتيد
ان شالله كه امير علي وايليا جون هميشه سالم باشند زير سايه پدرو مادر مهربونش


مرسی خاله جون الهاااام ♥♥♥♥
مامان ایلیا
9 آبان 92 13:16
تولدتون مبارک شیرین عسلای خوشگل،ایشالله دامادیتون مامانی واقعا آفرین به این همه سلیقه خسته نباشید
مامان امیرعلی
10 آبان 92 7:17
خیلی خیلی مبارکه جیگرطلاهای خاله ایشالا همیشه سلامت وشاداب باشین
مامان یگانه و ریحانه
11 آبان 92 18:55
داداشیها با کلی تاخیر تولدتون مبارک ان شالله 120سالگیتون[قلب
مامان حسام كوچولو
14 آبان 92 16:33
مونس جون تولد عزيزات رو بهت تبريك مي گم ببخشيد كه تاخير داشتم. خيلي زحمت كشيدي از عكسا معلومه خسته نباشي ژله هات خيلي قشنگ شدن. گلا هايي كه يادگاري دادي رو خودت درست كردي؟ چطوري حتما بيا وب حسام و برام بگو دست گلت درد نكنه
معصوم/مامان جان جان فاطمه
14 آبان 92 17:36
مونس جون سنگ تموم گذاشتي ايشاا... اين پسر جينگيل طلا ها رو دوماد كني عزيزم ببخش با تاخير اومدم و تبريك گفتم راستي عزيزم بيا ببگو اين ژله خوشگل موشگل ها رو چظوري درست كردي ،معلومه كه كدبانوي تمام عياري
مامان امیرعلی
14 آبان 92 18:49
آپیدم زودی بیاین
مامان ندا
15 آبان 92 1:05
تولدتون مبارک شیطونیا دست مامانی هم دردنکنه باتزئینات قشنگش
مامان آوش و آویسا
15 آبان 92 9:32
سلام عزیزای من ببخشید که دیر اومدم بهتون تبریک بگم ما یک ماه مسافرت بودیم تولدتون مبارک قند عسلا دست مامان درد نکنه با این همه سلیقه آفرین بعدا باید یه چیزایی به منم یاد بدی آخه من خیلی از این هنرا بلد نیستم از طرف ما یه ماچ آبدار کادوی 2 تا وروجکا باشه مااااااااااااااااااااااااااچ بازم مبارکتون باشه 120 ساله شید
مرمر
18 آبان 92 3:15
سلام مامی تنبل بیا دیگه دلم تنگ شده واسه این دوتا عسل
مامان امیرعلی
19 آبان 92 14:54
نسرین(مامان پریا)
20 آبان 92 0:48
سلام عزیزم.تولدتون مبارکالبته ببخشید اگه دیر اومدمچه تولد خوشملی مامانی دستت درد نکنه.مونس جون طرز تهیه ژله تزریقی را باید بهم یاد بدی اخه چند وقت دیگه تولد پریاست
الهه مامان امیر محمد
25 آبان 92 12:41
تولدتون مبارک. گلای خوشگل. انشالله 1000 ساله بشید. دست مامان مهربونتون هم درد نکنه حسابی زحمت کشیده بودند.
امیرحسین کوچولو نفس ما
29 آبان 92 3:46
مامانی چون کم پیدا شدی شاید خاننده ها خاموش شدن.... پیش ما هم که نمیایییی قهرم باهات....تولدتون مبارک گل پسرا انشاالله هزار ساله باشید
امیرحسین کوچولو نفس ما
29 آبان 92 3:53
خصوصی داری گلم
امیرحسین کوچولو نفس ما
2 آذر 92 1:35
اینجا مینویسم آمارش بره بالا
امیرحسین کوچولو نفس ما
2 آذر 92 1:51
مرسی که قابلم دونستی و گفتی عزیزم.الهییی پس چقدر بی خودی استرس بهتون دادن. بمیرم برات حتما خیلی اذیت شدی.خدا خیرشون نده این دکترهای نابلد رو.پسر عموم پزشکه همیشه میگه کلی از مرگ و میر مریض هامون واقعا به خاطر تشخیص اشتباه خودمونه.بعد خیلی هم جدی میگه تا همه چیزو تجربه نکنیم و نتیجه تجویزامونو رو مریض ها نبینیمو چند نفر رو نکشیم که دکتر نمیشیمخدا به دادمون برسه.من بعد از بلاهایی که مثلا دکتر خیلی خوب و معروفم سر بارداریم در آورد دیگه همیشه چیزی که پیش بیاد. نظر چند تا دکتر رو در نظر میگیرم.وقتی هم امیرحسین کوچیک بود تا 4 ماهگیش طول کشید تا ماهیچه های چشمش قوی شد.تو این مدت پیش 3 تا فوق تخصص چشم پزشک بردمش اولی گفت هیچیش نیست سالمه انقدر حساس نباش،بازم نگران بودم .بردمش متخصص اطفال بعد از اینکه با چند تا دستگاه مختلف چشمشو چک کرد گفت اگه تا 1 هفته دیگه درست نشد بیا درمانو شروع کنیم.مرده بودم از ترس.دوباره بردمش پیش یه پرفسوری که اسمش یادم نیست کلی باهام دعوا کرد که بچه به این سالمی درمان دیگه چیه.گفت چون زود بدنیا اومده به همون مقدار باید نسبت به بچه های دیگه بیشتر بهش وقت بدین.خلاصه این هم اوضاع مملکت متفکر ما.
امیرحسین کوچولو نفس ما
2 آذر 92 1:51
عشق های من تولدتون هزاران بار مبارکککککککککککککککککککککک
امیرحسین کوچولو نفس ما
2 آذر 92 1:52
مونس جون واقعا تولد خوشگلی واسه پسرا گرفتین دستتون درد نکنه.
امیرحسین کوچولو نفس ما
2 آذر 92 1:58
راستی گل کاغذی ها رو چطور درست کردی؟ایده شمال خودت بود یا مثل من از سایت هنری در آوردی.من مال امیرحسینو از سایت هنرکده برای مامانها و نی نی ها یاد گرفتم.خیلی خوب و مرحله به مرحله توضیح داده بود.گل شما هم دوست دارم یاد بگیرم.《همونی که با کاغذ کشی بود》حتما بهم بگووووو باشه؟ راستی برگ گلهای ژله تزریقی رو چطور درست کردی؟من درست کردم ولی به جالبی مال شما نشد اگه فوت و فن خاصی داره بهم بگوووووو.وقتی چاقو رو از تو ژل درمیارم تمام خامه هم در میاد چرا اینطوری میشه؟وای چقدر پرسیدم نه؟ ولی انصافا دقیق جواب بده منم یاد بگیرم بوووووووووس.
امیرحسین کوچولو نفس ما
2 آذر 92 1:59
امیرعلی و ایلیای نازم تولدتون مبارررررررررررررررررررک
امیرحسین کوچولو نفس ما
2 آذر 92 1:59
مبارک
امیرحسین کوچولو نفس ما
2 آذر 92 2:00
بازم مبارکککککککککککککککککککککک
امیرحسین کوچولو نفس ما
2 آذر 92 2:01
حالا یه بار دیگه مباااااااااااااااااااااااارک
امیرحسین کوچولو نفس ما
2 آذر 92 2:02
مونس جون خوبه؟ آمارش رفت بالاااااااااااا؟
امیرحسین کوچولو نفس ما
2 آذر 92 2:04
مببببببببببببببببببببببببببارک
امیرحسین کوچولو نفس ما
3 آذر 92 3:00
قربونت بشم.ممنون از تو ضیحاتت.ولی با سرنگ تنها خیلی سخته واقعا هنرمندی هااااا.
امیرحسین کوچولو نفس ما
3 آذر 92 3:08
انصافا گلِ رو نفهمیدم چی شد.یه نوار با عرض 15 سانت و طولش چقدر؟هرچقدر عشمون بود؟ اصلا طولش 15 یا عرضش؟ بعد از وسط تاش کنم که عرضش بشه 12 سانت و نیم؟ بعد فقط دور سیخ چوبی تاب بدم؟ درسته؟ آموزشت منو کشته .قربونت بشم.اگه معلم میشدی چی میشد.البته شاید من گیراییم ضعیفه
مامان مونس
پاسخ
از دست تو راحیل
امیرحسین کوچولو نفس ما
3 آذر 92 3:13
راستی یه بار هم من بدون چاقو ژله رو درست کردم و فقط با سرنگ....از بس فشار میاوردم که خامه بره تو ژله همش سر سرنگ میپرید رو ژله و تمام خامه میریخت روش...اصلا یه وعضی بود.کلی خودمونو کشتیما با این تزییناتمون قربونت بشم.منم خیلی زیاااااد دوستون دارم
مامان امیر
3 آذر 92 3:14
تولدتون مبارک هزار ساله بشید عشقهای من
مامان حسین
3 آذر 92 3:15
مرغ و خروس و اردک تولدتون مبارکککککک
مامان امیرحسین
3 آذر 92 3:15
مبارککککککککککککککک
راحیل
3 آذر 92 3:16
تولدتون مبارک فرشته های نازم.
بابای امیر حسین
3 آذر 92 3:18
هپی برز دی.《بابای امیر حسین خارجیه،》
خود امیرحسین
3 آذر 92 3:22
کنحتممدگنگمدکوجتوو کمتگنممکپنخددگنکدگدکتمگنپ 《بچم چون به زبون ما لیخولیایی حرف میزنه،که هنوز خودمم نمیتونم بفهمم چی میگه،فقط بهش گفتم اینجا تولده اونم اینها رو تایپ کرد.حتما امیرعلی و ایلیای نازم میتونن بخونن.فکر کنم نوشته دوستون دارم تولدتون مبارک》
امیرحسین کوچولو نفس ما
3 آذر 92 3:29
قربونت بشم مونس جون.امیدوارم بازم لبخند رو روی لبها و قلب مهربونت آورده باشم. آخه میدونی چیه من متعلق به مردمم《.ببخشید من وقتی ویرم بگیره و در مورد یه موضوعی سمج بشم دیگه ول کن نیستم کهتا این شکلیت نکنم دست بردار نیستم》 شوخی کردم.ببخشید سرتو درد آوردم.بووووووووووووس.
مامان مونس
پاسخ
عززززززززیزم
میترا
3 آذر 92 13:18
سلام تولدتان مبارک انشاالله 120 شوید
میترا
3 آذر 92 13:19
خانمی میشه این ژله های خوشکلم باده منم بدید
مهتامهتاب
5 آذر 92 16:49
تولدشون با تاخیر مبارکپاموزش ژله نمیذاری برامون!؟
امیرحسین کوچولو نفس ما
9 آذر 92 2:14
وایییییی ...... روم به دیوار .......ببخشید........،حالا من یه خبطی کردم شما به بزرگواریتون،نه به جمعیت 4 نفریتون، لطف کن و مارو ببخش... الان میام خصوصی رمزو تقدیمتون میکنم بانووووووووووو ...... واه واه کامنت تولد ...... شروع کنم؟بتایپم...منم که پر روووووو تا فردا میتایپم ها....باشه من رفتم بتایپم....
مامان مونس
پاسخ
[پلک
واما چند سال بعد داداش امیرحسین
9 آذر 92 2:18
تی آمو《یعنی دوست دارم》《داداش امیرحسین ایتالیاییه》
و خواهر امیرحسین
9 آذر 92 2:20
أحبک 《دوست دارم》خواهر امیرحسین عربه
واما چند سال بعد داداش امیرحسین
9 آذر 92 2:24
دوستدارم مونس جونم گل پسرها رو کلی ماچشون کن.حالا بازم خواستی بگو امیرحسین بازم خواهر برادر داره ها
مامان مونس
پاسخ
عززززززیززززززم ♥ ♥ ♡ ♥ ♡ و بووووووووووس
شکوفه
14 آذر 92 17:22
سلام مامان مونس مهربون.خوبین؟ دوقلوها چطورن؟الهی که خوب باشن. تولدشون با تاخیر مبارک باشه. من همین امروز با وبتون آشنا شدم. خوشحال میشم با هم تبادل لینک داشته باشیم. راستی بزرگ کردن هم زمان دو تا بچه ی هم سن و کوچولو براتون سخت نیست؟ من یه پسر دو سال و نه ماهه دارم و یه دختر پنجاه و دو روزه. از همین حالا خیلی احساس خستگی میکنم. برای گل پسرا
مامان آینده
8 دی 92 18:11
سلام مامانی.تولد دوقلوهاتون با کمی تأخیر مبارک. واااای من عاشق دوقلوام. با هم دوست بشیم مامانی؟ مامان آینده
مامان مونس
پاسخ
چرا که نه عزیزم باعث افتخااااااااااااااااااااااااااره