26 مهر 1392 ... تولد تولد لولدتون مبااااااارک .... 120 ساله بشین انشالله + عکس
عزیزای دل من سلام ... بالاخره تولد یکسالگیتون هم شد و واسه خودتون مردی شدین 

از 2 هفته قبل از تولدتون کلی ذوق داشتم ... میخواستیم برای جشنتون یه مهمونی بزرگ بدیم ولی به خاطر اینکه شما اذیت نشین به یه مهمونی خانوادگی اکتفا کردیم ... انشالله سال بعد که بیشتر هم متوجه میشید جبران میکنیم 
کلی واسه تزیینات میز شام و هدیه مهمونا ( برای خوش آمد گویی و بچه های دایی جوادتون و عمه منصورتون )
از خودم کار دستی در کردم و سلیقه به خرج دادم ...
باباجون هم کلی منو کمک کرد و خونرو تمیز کرد و شما رو نگه میداشت تا من به کارام برسم .... ![]()
پسرای گلم صبحش با باباجون رفتید حماااااااااام و خوشگل و مشجلل شدید ... بعد به به خوردید و یه خواب مرغوووب و کم کم مهمونا اومدن ... کلی نانای کردید و دل همرو بردید ... امیرعلی جون یکم بدداخلاق شده بودیا آخرشب فقط
خیلی خوش گذشت عزیزای دلم , مهمونای عزیزمون هم کلی از تزیینات و تدارکات تعریف کردند و خوششون اوده بود و شما هم کلی کادو خوشگل گیرتون اومد
وقتی با بابا وحید بادکنکارو باد میکردیم و یهو میترکید ما دست میزدیم و میگفتیم هووووووراااا ... حالا شما هی بادکنکارو میتکوندید به ما نگاه میکردید داد و بیداااااد و دست یعنی هووووووووووورا 

ادامه مطلب یادتون نره ( عکس )
حمام تو لد ... کلی از اب بازی خوشتون میاد![]()

![]()
این عکس رو روی شاسی 20*25به مهمونای عزمون به عنوان یادگاری دادیم

![]()
اینم تزییات یه قسمت از خونه ...

![]()
برای پذیرایی از کوچولوها ( خودم درست کره بودم ظرفشو
)

![]()
اینم یه قسمتی از میز شام که قاشق چنگالا و لیوان و نی و زله تزریقی و سالاد لقمه ای توش معلومه ...( شاممون هم چلو کباب بود ... بابا وحید نذاشت من هیچی درست کنم ) ....

به به که ژله هایی درست کرررررررررررررردم 


![]()
اینم عکس کیکتون ... انشالله شیرینی عروسیتونو بخورم عزیزای دلم .....

![]()


![]()
این گلهارم که پیام خوش آمدگویی و تشکر روش نوشته بودم رو به مهمونای عزیزمون به همراه عکسهای نازتون تقدیم کردیم ...

اینم به بچه ها هدیه دادیم که توش .... یه رنگ آمیزی پو , یه بادکنک زرورقی , بادکنک معمولی , عروسک های انگشتی , پازل و شکلات بود ( جعبه هاشم کار خودم )

![]()
اینم کادوی من وباباجونتووووووون 

بقیه عکسهارو هم میتونید تو آلبومتون ببینید و لذت ببرید پسرای من ... اینجا نمیشه خصوصیارو گذاشت ...
![]()
* آقاجون و مامان عطی 2 تا صندلی ماشین براتون آوردن , دیگه کریر بااااااااای باااااای .....
* دایی جوادتون طبق معمول مکه بود و ایران نبود
امازن دایی لالا و امیرحسین و آوا جون 2 تا فیل موزیکال و آموزشی خیلی خوشگل براتون آوردن و کلی خجالت دادن . شمام خیلی دوست داشتین و باهاش کلی سرگرم میشید ...
* دایی یزدان و زن دایی افسانه جون واستون یه سفره آموزشی جنگل و آبزیان خیلی به درد بخور موزیکال و دوستت داشتنی و یه جعبه عروسکای صدادار و رنگارنگ واستون هدیه آوردن ...
* عمو سعید 000 100 تومان پول نقد دادن ....
* حاجی مامان هم 00 200 تومان ...
* عمه منصوره هم دو دست بلیز و شلوار واستون هدیه آوردن ....
دستشون درد نکنه خیلی زحمت کشیدن ....
![]()
عزیزای دلم , پارسال که دنیااومدید واسه من هم شیرین بود و هم تلخ .. پر از ترس بودم و استرس و درد ... رفت و آمد به بیمارستان و سردی هوا و بخیه های چرک کرده من ... خاطراتش هنوزم ناراحتم میکنه
شکر خدا که الان پیشم هستید و سالم و تندرستید عزیزای دلم ...واسه لحظه به لحظه بودن شما خداروشکر میکنم ... خیلی دوستون داریم عزیزای من !!!
یادگرفتید چیزایی رو میارید و میدید به ما و بعد میگیرید ...
ایلیا جون : الو کردن و بوس فرستادن یاد گرفتی و چند قدمی تند تند راه میری !!! و دندوناتم نشون میدی 
امیرعلی جان : الو کردن یادگرفتی و وقتی میگیم زبونت کو 3 متر زبونتو در میاری و تقریبا همش راه میری و به توپ میگی بوووپ 
خدا جونم امروز 2 آبان و جواب آزمایش امیرعای جان خوب بوده و من باز مدیونتم خدای خوبم ... بزرگی و زیباااااا و من بدجور دوست دارم ... بنده وار میپرستمت و عاشقااااااااااااانه به یادتم ... همه بچه هارو برای پدر و مادرهاشون و پدر و مادرهارو برای بچه ها در پناه امن خودت حفظ کن و نگه دار باش ..........
امیرعلی و ایلیا تا این لحظه ، 1 سال و 7 روز و 10 ساعت و 59 دقیقه و 27 ثانیه سن دارند :.


26 مهر 1392 ... تولد تولد لولدتون مبااااااارک .... 120 ساله بشین انشالله + عکس
